۱-می خواهـیم اثبات کنیم 2 = 1 .

برای این کار دو عدد متوالی آ و ب را در نظر می گیریم و به صورت زیر عمل می کنیم .

1- فرض می کنیم x = y .

2- طرفین را در x ضرب می کنیم . xy = x2 

3- از طرفین y به توان ۲ را کم می کنیم . xy - y2 = x2 - y2

4- آن را تجزیه می کنیم : y(x-y)=(x+y)(x-y) .

5- طرفین را به x-y تقسیم می کنیم : y = x + y  .

6- طبق رابطه 1 داریم : y = 2y .

7- طرفین را به y تقسیم می کنیم : 2 = 1 .

خوب که گیج شدید جوابها رو می بینید ...

۲-معادله را در نظر می گیریمX - 1 = 2  .

دو طرف تساوی را در X - 5  ضرب می کنیم . 

X2 – 6X + 5 = 2X – 10

عـبارت X – 7 را از دو طف تساوی کم می کنیم .

 X2 – 7X + 12 = X – 3

دو طرف را بر X – 3  تقـسیم می کنیم .

X – 4 = 1

یعـنی X = 5  که نادرستی آن واضع است .

۳-

حالا نشان می دهیم بعضی قوانین ریاضی غـلط است .

از همان معـادله X – 1 = 2  شـروع می کنیم .

فـقـط به طرف چپ تساوی عدد 10 را می افزاییم . آن گاه داریم :

X + 9 = 2

دو طرف تساوی را در X – 3  ضرب می کنیم .

X2 + 6X – 27 = 2X – 6

از دو طف تساوی 2X – 6  را کم می کنیم .

X2 + 4X – 21 = 0

دو طرف را بر X + 7  تقـسیم می کنیم که از آن X – 3 = 0  یا X = 3  که همان جواب معادله X – 1 = 2  اسـت .

۴- پارادکس در حساب

  در این قـسمت دو نمونه پارادکس در مورد اعداد را بیان می کنیم .

1 )  2 = 1

این بر همه روشن است که : 4 – 6 = 1 – 3 .

اگر دو طف تساوی را در 1- ضرب کنیم داریم : 6 – 4 = 3 – 1 .

می توان به دو طرف تساوی مقداری را افـزود . بـرای نمونه نه چهارم .

پس هر دو طرف را می توان به صورت مربه یک دو جمله ای نوشت : یعنی در سمت چپ داریم : یک منهای دوسوم به توان دو و در طرف چپ داریم دو منهای سه دوم به توان دو .

حالا از دو طرف تساوی جذر گرفته و دو سوم را کم می کنیم .

داریم : 2 = 1 .

 2 ) 3 = 2

این تساوی را هم شبیه مورد بالا می توان اثبات نمود .

از آن جا که من نمی دانم چگونه کسر را نشان دهـم به جای کسر ها از حروف اسـتفاده می کنم .

15 – 9 = 10 – 4 .

به دوطرف تساوی بیسـت و پنج را می افزاییم . دو طرف را به مجذور دو جمله ای تبدیل می کنیم . جذر می گیریم و سپس پنج دوم را کم می کنیم .

داریم : 3 = 2 .

با همین روش می توان تمام اعـداد متوالی را با هـم برابر دانسـت .

و حالا جوابهایی که شیرینی ریاضیات رو روشن می کنه ...

در هر سه نمونه اول اشتباه آن جا اتفاق می افتد که ما دو طرف تسـاوی را بر صفـر تقـسیم کردیم .برای نمونه در تساوی یکم مقـدار x - y برابر صفر است وما نمی توانیم دو طرف تساوی را بر صفر تقـسیم کنیم .

و اشتباه جالب چهارم :

در این گونه سوال ها اشـتباه ما اینجاست که در مورد اصل ضرب یا تقسیم دوطرف تساوی ، نبایدعـددی که در دو طرف ضرب می شود مساوی صفر باشـد و ما بدون در نظر گرفتن این نکته ، دو طرف تساوی را ایکس منهای 3 ضرب یا بر آن تقسیم کردیم .

  برای مطالعه ی بیشتر درباره ی این مطلب به کتاب در پی فیثاغورث مراجعه کنید.